محمد ابراهيم سبزوارى
87
شرح گلشن راز ( فارسى )
و علم ظاهرى كه فرمودهاند ، اشاره به همين علوم جزئيّه است ، از قبيل علم طبيعى و علم طبّ از جهت دفع امراض ، و علم نحو از جهت حفظ از خطاى در لسان . مثنوى : « محو مىبايد نه نحو اينجا بدان * گر تو محوى بىخطر در آب ران » « 1 » نشانى داده از خشكى ساحل يعنى به اين علوم جزئيه و مدركات ظاهره ، نشانى داده از خشكى ساحلى كه عالم فرق الفرق و عالم مادّه و صورت باشد ، چنانكه مشاهده است كه به اين علوم جزئى طبيعى كه متعلق به عالم فرق الفرق است ، تكميل صنايع « 2 » و تحقيق طبايع « 3 » و تشخيص خواص ادويهجات و اصلاح امراض طبيعت مىشود . ولى تحقيق عوالم بحر و معنا به اين علوم جزئيه ممكن نيست ، بلكه نفس به مدركات « 4 » باطنه و علوم حقيقيّه « 5 » از عالم عقل نشان مىدهد . « يكى از جزو و كل گفت اين سخن باز * يكى كرد از قديم و محدث آغاز » يعنى پارهاى قياس ترتيب داده ، پى به قدم عالم بردهاند ، و پارهاى به حدوث . امّا قدم دو قسم است : يكى مذموم و « 6 » ديگرى ممدوح . امّا اثبات « 7 » قدم مذموم به اين طريق ثابت نمودهاند كه : « العالم مستغن عن
--> ( 1 ) . شا : ( مثنوى . . . ران ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ضايع ( 3 ) . شا : حقايق ( 4 ) . پا : مدارك ( 5 ) . شا : ( علوم حقيقيّه ) را ندارد . ( 6 ) . شا : مذموم است و ( 7 ) . پا : ثبوت